30 سال پیش، محمد رضا پهلوی پس از خروج از ایران و به ثمر رسیدن انقلاب، در عمر کوتاه باقی مانده خود کتاب "پاسخ به تاریخ" را نگاشت تا شرح کارهایی که انجام داده بود و اهداف و برنامه هایی که داشت را توضیح داده باشد و وجدان خویش را آسوده سازد.
او بر این نکته واقف بود که قضاوت تاریخ، بی رحم و بی ملاحظه خواهد بود. تاریخ را نمی توان فریفت و اینچنین بود که او با نوشتن این کتاب، پیشاپیش به دفاع از خویش در برابر کارهایش پرداخت. حداقل کاری که کرد این بود که صدای مردم کشورش را شنید و در صدد پاسخگویی برآمد.
این مقدمه را گفتم تا به اوضاع کنونی ایران بپردازم. نوشته زیر اندرزی خطاب به کودتاچیان، بخصوص دو رهبر اصلی این خیانت، آقای خامنه ای و آقای احمدی نژاد می باشد.
شما بدون اینکه اندکی احساس مسوولیت نسبت به مردم داشته باشید، هرکاری که دلتان خواست انجام دادید. در حالی که برنامه ای از پیش تعیین شده برای خیانت به آرای مردم تدارک دیده بودید – شاهد این مدعا تعویض وزیر کشور چندی قبل از انتخابات و آوردن دو نفر از نزدیک ترین اطرافیان احمدی نژاد که در دروغ گویی و رشوه خواری و خیانت شهره اند - مردم را با فریب به پای صندوق های رای کشاندید. من حتی کسانی از ایرانیان خارج از کشور را می شناختم که چندین کیلومتر مسافرت کرده بودند تا یک رای به صندوق بیندازند و دین خودشان نسبت به ایران و ایرانی ها را ادا کرده باشند.
و آنگاه که شما به عنوان بزرگ ترین مدافعان و حامیان ملت می بایستی ندای مردم را می شنیدید و آرایشان را پاسداری می کردید، اینچنین ناجوانمردانه از رای مردم گذشتید. و هنگامی که مردم برای دفاع از حق پایمال شده خودشان به خیابان ها آمدند، شما با سکوت معنی دار در برابر اعمال کسانی که با نام شما به ضرب و شتم و کشتار مردم و تخریب خانه ها و اموال آنان پرداختند، بر اعمال آنها صحه گذاشتید. آیا هیچ اندیشیده اید که تاریخ در مورد شما چگونه قضاوت خواهد کرد. آقای احمدی نژاد! شما گرچه انسان متبحری هستید اما بدانید که تاریخ را نمی توان با بیان جملات وقیحانه و اتهام زنی به دیگران و پرونده سازی دور زد. تاریخ را نمی توان با تغییر دادن تعاریف اولیه و آمارسازی گول زد! تاریخ را نمی توان با نقش بازی کردن فریب داد. نمی توان مجوزش را لغو کرده یا از انتشار آن جلوگیری کرد!
آقای خامنه ای، تاریخ را نمی توان با حکم ولایی وتو کرد. نمی توان با فرستادن لباس شخصی ها و کشتن بی گناهان سرکوب کرد و ترساند. نمی توان با دستگیری نویسندگان و روزنامه نگاران و دگراندیشان صدایش را خفه کرد. نمی توان با بر پا کردن نماز جمعه و خطابه ای ماهرانه، تطمیع یا تهدید نمود.
آیا هیچ اندیشیده اید "روزی که حقایق آشکار گردد"، چگونه باید پاسخگوی جفای به میلیون ها امانتی باشید که در حقشان خیانت نموده اید. شما که مدعی عدل علی (ع) هستید. شما که مدعی انتظار برای ظهور مهدی (عج) می باشید. آیا عدالت علی (ع) این گونه بود؟ آیا اینگونه بایستی به استقبال امام زمان رفت؟ آیا این گونه مقدمات ظهور را فراهم می کنید؟ با دروغ؟ عوام فریبی؟ حیف و میل بیت المال؟ ظلم و ستم به مردم؟ خیانت در امانت؟ کشتار بی گناهان؟
آری همان گونه که گفته شد، وجدان تاریخ، قاضی بی رحم و بی ملاحظه ای خواهد بود. شما که همین الان هم پاسخ قانع کننده ای برای مردم ندارید، فردا در دادگاه تاریخ نیز محکوم خواهید بود. بنا براین اگر می خواهید که حداقل نام بدی از خود بر جای نگذارید، تا دیر نشده کاری کنید. خوشبختانه تا به حال ادعای معصوم بودن نکرده اید؛ پس اشتباهات خویش را بپذیرید و در جهت جبران آن برآیید. شاید بتوان اندکی از آب رفته را به جوی باز گرداند.
ایران، امروز جولانگاه قومی مغول صفت است که جز ویرانی و تاراج آن اندیشه ای در سر ندارند. بر ماست که سکوت فروخفته خویش را شکسته و آنچه را که می بینیم و می اندیشیم "فریاد" بزنیم و به گوش همه برسانیم. به امید ساختن ایرانی سربلند و پرغرور.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر