جمهوری اسلامی با سپری کردن عمر 30 ساله خود به وضوح نشان داد که حکومت دینی و بدتر از آن حکومت دینی از نوع ولایت فقیه نمی تواند نسخه معقولی برای اداره جامعه باشد. اما برای غربی ها این تجربه، تجربه جدیدی نیست. ما ایرانی ها با رای دادن به جمهوری اسلامی در 12 فروردین 58 در همان چاهی افتادیم که 200 سال قبل از ما، کشورهای اروپایی پس از انقلاب کبیر فرانسه خود را از آن بیرون کشیدند. چاه حکومت دینی و قدرت مذهبی. جوامع مسیحی پس از پرداخت هزینه های سنگین ناشی از تسلط و نفوذ کلیسا بر جامعه و شخص پادشاه، شروع به تکامل اجتماعی نموده و با به حاشیه راندن تدریجی کلیسا و تشریفاتی نمودن سلطنت، آرام آرام پایه های حکومت دمکراتیک را بنا نهادند تا به درجه کنونی از دمکراسی رسیده اند. اما گویا 600 سال تاخیر زمانی پیدایش اسلام بعد از مسیحیت، در تکامل جوامع این ادیان هم رخ نموده است؛ یعنی هنوز زمان بیشتری لازم است تا جوامع مسلمان هم به آن درجه از بلوغ دست یابند و دین را از حکومت خود پس زده و آن را تبدیل به مناسک شخصی نمایند.
حکایت تحمیل ولایت فقیه به ایرانیان هم قصه ای اسف بار تری است. ولایت فقیه یعنی بازگشت به روش اداره جامعه به شیوه صدر اسلام. در صدر اسلام، نظر پیامبر یا امام فصل الخطاب بود و مردم، بی چون و چرا از آن تبعیت می کردند. اصولا دیدگاه اسلام در قضیه ولی و مردم، مانند چوپان و گوسفند است. خود واژه رعیت به معنای گوسفندان است؛ بدین معنی که مردم مانند گوسفندانی هستند که برای هدایت به چوپان - پیشوایان دینی - نیاز دارند. بدیهی است که پیاده کردن این مدل حکومت غیر دمکراتیک در صدر اسلام کاری عملی بوده که برای مسلمانان قرین با موفقیت نیز بوده است. اما در عصر حاضر و با پیشرفت های فکری و اجتماعی صورت گرفته و افزایش آگاهی مردم اینگونه نگاه قیم مابانه به مردم نه تنها جایگاهی ندارد بلکه توهین به شعور و اراده آنها نیز تلقی می گردد.
اگر بپذیریم مردم خودشان دارای عقل سلیم هستند و خودشان باید سرنوشت خویش را از روش های دمکراتیک مانند رفراندوم و انتخابات تعیین کنند، دیگر نیازی به چوپان ندارند. این گونه است که دادن قدرت مطلقه و حق ولایی به فقیهی که معصوم هم نمی باشد، خود بسان نوعی تعارض با مردمسالاری است و همان طور که شاهد آن هستیم، منجر به دیکتاتوری خواهد شد؛ واژه "مردم سالاری دینی" به وضوح این ضدیت را در خود نشان می دهند. دو نقیضه ای که هیچگاه در یک ظرف نمی گنجند.
در نتیجه، در شرایطی که در اکثر کشورهای جهان در 30 سال اخیر پیشرفت محسوسی در "حقوق بشر" و "دمکراسی" داشته ایم، اما در ایران با مسلط شدن تدریجی حکومت دینی، مرحله به مرحله از این دو فاصله گرفته ایم.
جمعه 2 مرداد 1388